قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى
26
تاريخ نگارستان ( فارسى )
و دو ماه دوازدهم سليمان بن وليد بن عبد الملك ششماه سيزدهم ابراهيم بن وليد بن عبد الملك دو ماه چهاردهم مروان محمد بن مروان پنجسال . [ 21 - عمر عبد العزيز با محمد بن على عباسى . ] 21 من بدايع الوقايع آوردهاند كه در عهد عمر بن عبد العزيز در سنهء 100 مأة محمد بن على بن عبد اللّه بن عباس داعيان به اطراف جهان فرستاده خلايق را بخلافت خود دعوت نمود و بعضى را اعتقاد آنست كه سليمان بن عبد الملك ابو هاشم خلف صدق حضرت محمد حنفيه را در شير زهر داد وى اين معنى را دريافته هم در آنچند روز محمد مذكور با وى ملاقات نموده وى فرمود كه نزد حضرت اهل بيت بوضوح پيوسته كه عنقريب سلطنت از بنى اميه به اولاد تو انتقال خواهد يافت از آن غافل نباشى بنابراين محمد را داعيهء پيدا شده آغاز دعوت كرد و او در شهور سنهء 125 خمس و عشرين و مأة بمرد پسرش ابراهيم بموجب وصيت طالب آن امر شده و ابراهيم ابو مسلم را بخراسان فرستاده جمع كثيرى بر ابو مسلم جمع گشتند و او در بيست و هفتم رمضان سنه 129 تسع و عشرين و مأة در قريهء سفيدج مرو خروج كرد و بتدريج خراسانرا از تصرف نصر بن سيار كه از امراى مروان حمار بود بيرون آورد و چون خبر شكست نصر سيار بمروان رسيد مقارن حال قاصدى كه از ابو مسلم كتابت بابراهيم بن محمد داشت گرفت لاجرم ابراهيم را هم گرفته مقيد ساخت و سر او را در انبان آهن كرد تا درگذشت و در حينى كه ابراهيم را در موضع حميمه گرفتند برادرانش سفاح و جعفر و عمش بتخصيص عبد اللّه بن على فرار نموده متوجه كوفه شدند مؤلف روضة الصفا از مروج الذهب نقل مىكند كه اين سه تن در اثناء جلاء وطن بر سر آبى رسيده يكى از زنان عرب را نظر بر چهرهء ايشان افتاد گفت اللّه كه من مثل اين روى نديدهام و دو تن از ايشان اشارت بسفاح و جعفر كرد بحكومت رسند و يكى از ايشان اشارت بعبد اللّه كرد بر ايشان خروج كند القصه عباسيه بكوفه آمده متوارى شدند تا آنكه حسن بن قحطبه با لشكرى بىپايان از جانب ابو مسلم بكوفه آمده خواست كه مهم خلافت را قرار دهد و ابو مسلمهء خلال را كه وزير آل محمد گفتندى حسب الصلاح ابو مسلم عريضهء چند بملازمت حضرت امام جعفر صادق و يك دو بزرگ از علويان نوشته ايشانرا بخلافت دعوت نمود و امام پيش از مطالعه آن را در آتش انداخت و عريضهء ديگر را نيز در آتش چراغ بسوخت و بقاصد گفت جواب همين است قضا را پيش از آنكه قاصد عود نمايد حسن بن قحطبه و جنود خراسان بيوقوف ، ابو مسلمهء سفاح را در روز جمعه سيزدهم ربيع الاول سنهء 132 اثنتين و ثلاثين و مأة از گوشهء اختفاء بيرون آورده بر او بيعت كرده بودند . [ 22 - عبد اللّه سفاح و بنى اميه . ] 22 من نتائج الحكايات در ايام سفاح عبد اللّه بن على والى دمشق گشته بحسن اهتمام او صبح مآل بنى اميه بشام زوال تبديل يافت توضيح اين مقدمه آنكه در روزى هفتاد تن از اعيان بنى اميه بر سر مائدهء عبد اللّه نشسته بودند شبلى بن عبد اللّه كه يكى